مقالات

باشگاه علمی تخصصی یوگا پرنده آزاد

باشگاه یوگا پرنده آزاد! آرامش درمانی!سیمین صدیق ابراهیم نیا! 

آرامش درمانی

آرامش یکی از برترین نعمت های خداوند است. فوائد آرامش به رفع خستگی جسمی و روحی ختم نمی شود، بلکه بر پیشگیری و درمان بسیاری از بیماری ها نیز تأثیر مستقیم داشته و موجب تسریع بهبود بیماران می گردد. در حالت ریلکس مواد شیمیایی ترمیم کننده در بدن و مغز ترشح شده و سلول های فرسوده و خسته ترمیم می شوند. همچنین در این حالت بین اعضای بدن هماهنگی و تعادل ایجاد می گردد. آرامش فکر باعث شکوفائی و رشد قدرت فکری (بخصوص در کودکان) و افزایش بازده و خلاقیت فکر می شود. آرامش خوراک روح است و بندها و زنجیرهای روانی را از میان بر می دارد و روان را از آلودگی های درونی پاک می گرداند.

مانند همه نعمت های دیگر خداوند، توانائی دست یافتن به آرامش نیز در وجود انسان ها قرار داده شده است. ارتباط با سرچشمه آرامش، خداوند متعال و همچنین حفظ آگاهی و اراده، انسان را به مراتبی از آرامش می رساند که حتی کنترل جسم و احساسات و روح نیز میسر می شود.

آرامش عضلانی

ترس و اضطراب و تنش های حاصله باعث ایجاد انقباض و گرفتگی در عضلات می شود. این انقباضات در عملکرد ارگان های بدن ایجاد اشکال می کند. برای مثال در عضلات گلو و تارهای صوتی باعث لرزش و خشن شدن صدا، در عضلات سر موجب سردرد و در روده ها موجب کولیت و یا دل درد می شود. برای تنش زدائی و کاهش استرس می توان از وانهادگی عضلات بهره برد. گام اول در وانهادگی عضلات قرار گرفتن در حالتی کاملاً راحت و سپس بی حرکتی و رهایی عضلات است ( شاواسانا در یوگا ). در گام بعدی به صورت مرحله ای و با شروع از دست ها یا پاها، بر روی عضلات هر ناحیه تمرکز کرده و فرمان رهایی می دهیم و به این ترتیب تمرکز و آگاهی در تمام بدن اشاعه می یابد ( گردش آگاهی ). در این مرحله تنفس عمیق کمک کننده است. این فرمان رهائی باعث می شود تا پیام های عصبی منجر به کاهش تحریک اعصاب سمپاتیک شده و عضلات در حالت وانهادگی قرار گیرند. یکی از تکنیک های موثر که می توان برای وانهادگی بکار گرفت، تکنیک تنش - آرامش دکتر جاکوبسن است. در این تکنیک با دم عمیق عضلات را در انقباض شدید قرار می دهیم و با بازدم یکباره رها می کنیم تا وانهادگی عمیقتری را تجربه کنیم. اگر وانهادگی به اندازه کافی عمیق باشد، در عضلات احساس سنگینی خواهیم داشت که با تمرکز و تشدید این احساس سنگینی، ریلکس عمیقتر شده و ضربان قلب و ریتم تنفس کند می گردد. از عمیقترین مراحل ریلکس، مرحله لتارژی یا موت کاذب است که در آن فرد کاملاً بی حس شده و حتی در صورت جراحت دردی حس نمی کند.

از دیگر روش های کاربردی برای از بین بردن تنش عضلات به موارد زیر می توان اشاره داشت:

استحمام با آب گرم که بهتر است در پایان استحمام آب سرد باشد تا موجب نشاط شود. حمام آفتاب البته در زمانی مناسب که آفتاب شدید نباشد.

آرامش تنفسی

اصولاً افرادی که همواره آرامند، عمیقتر تنفس می کنند و افراد مضطرب و هیجانی تنفسی سطحی و کوتاه دارند. تنفس سطحی باعث کاهش انرژی روانی شده و در نتیجه تنش ها افزایش می یابند و بدن از حالت طبیعی خارج می گردد. در این حالت به دلیل بازدم کوتاه و سطحی، هوا از ریه ها کاملاً تخلیه نمی شود و حجم ریوی کم می شود.

به طور کلی تنفس از سه ناحیه در ریه انجام می شود:

1/ تنفس سطحی ( شانه ای یا ترقوه ای ): با دم و بازدم شانه ها بالا و پائین می رود و در حالت هیجان زدگی دیده می شود و کمترین حجم تنفسی را داراست.

2/ تنفس سینه ای : عضلات بین دنده ای منبسط و منقبض می شوندو معمولاً در حالت عادی فرد اینگونه تنفس می کند.

3/ تنفس شکمی: در این حالت شکم فرد به جلو و عقب می رود و در حالت آرامش فرد رخ می دهد.

تلفیقی از تنفس سینه ای و شکمی، تنفس سینه ای-شکمی نام دارد که بیشترین حجم ریه را بکار می گیرد و در حالات آرامش بسیار عمیق دیده می شود.

کامل ترین تنفس که در آن از تمامی حجم ریه استفاده می شود، متشکل از هر سه تنفس ترقوه ای، سینه ای و شکمی است که در یوگا به آن تنفس یوگیانه یا تنفس کامل گفته می شود. برای کاهش استرس و هیجان، باید تنفس آرام و عمیقتر را جایگزین تنفس سطحی و کوتاه کنیم. در حالت وانهادگی بدن، تنفس عمیق و صدادار باعث ریلکس شدن عضلات می شود.

یکی از تکنیک هایی که برای افراد عصبی و تند مزاج توصیه می شود، تنفس خنک کننده است که در تمرینات تنفسی یوگا  یا پرانایاما، دو تمرین تنفسی سیتالی و سیتکاری از این دسته اند. تکنیک تنفسی دیگری که به کرات در یوگا استفاده می شود، حبس نفس است که باعث تمرکز واحدهای مغزی در یک نقطه و در نتیجه تمرکز فکر و نشاط و شادابی می شود.

آرامش مغزی

مشغولیت فکری و هجوم افکار باعث تحریک دائمی مغز و ایجاد تنش در مغز و عضلات آن می گردد، در نتیجه سلول های مغز استراحت نکرده و بر اثر کار دائمی خسته می شوند. تحریک مداوم مغز باعث افزایش ضربان های الکتریکی مغز و تحریکات عصبی و در نتیجه مختل شدن کار سیستم اعصاب و غدد بدن می شود. می توان از طریق کاهش تحریکات یکنواخت، شرطی کردن، افزایش تمرکز فکری و تنظیم ساعت بیولوژیک بدن، مغز را مهار و آرام کرد. مهار هر قسمت از مغز موجب قطع ارتباط عصبی- عضلانی آن قسمت و در نتیجه شل و ریلکس شدن عضلات مغز می شود.  قسمت مرکزی مغز که یه عنوان بخش بیدار مغز عمل می کند، آخرین قسمتی است که مهار می شود و سلول های نگهبان این قسمت در مواقع خطر با کوچکترین تحریک قسمت های دیگر را فعال کرده و شخص را بیدار می کند.

خواب پنج مرحله دارد که چهار مرحله از آن مسئول ریلکس است و به آن خواب آرام یا کند می گویند و مرحله آخر مسئول رویا است که به آن خواب سریع می گویند. در هر مرحله از خواب ضربان های الکتریکی مغز نسبت به مرحله قبل کندتر شده تا جائی که در مرحله چهارم به یک ضربه در ثانیه می رسد و ریلکس عمیق می شود. در این مرحله ضایعات سلولی در کل بدن ترمیم می شود. مکانیسم خواب به گونه ای است که بدن در سیکل های 90 تا 120 دقیقه ای به خواب می رود و تنظیم این سیکل ها و همچنین اعلام ساعت خواب (ایجاد حالت خواب آلودگی) به عهده ساعت بیولوژیک بدن است. با شناخت مکانیسم خواب و تنظیم ساعت بیولوژیک می توان خوابی خوب داشت و از منافع آن بهره مند شد. همچنین می توان با شل کردن عضلات و ریلکس کردن بدن به صورت مصنوعی، خوابی ایجاد کرد که تا مرحله چهارم پیش برود. در کلینیک  های خواب درمانی با روش های متفاوت افراد را بمدت طولانی به خواب می برند تا بیمار بهبودی خود را بدست آورد. یوگانیدرا و یا خواب یوگی نیز بر بدن چنین اثری داشته و مغز در یوگانیدرا وارد امواج آلفا و یا حتی تتا می گردد.

دفع سموم روانی

به طور کلی در زندگی روزمره بنا به دلایل مختلفی آرامش روانی افراد مختل می شود. ورود خاطرات تنش زا به ضمیر ناخودآگاه موجب مستقر شدن تنش در روح و روان، حتی در مواقع عادی زندگی می شود. تراکم تنش ناشی از آرزوهای واپس خورده یا عقده ها، باعث جریحه دار شدن روح و روان می گردد. انسان آرزوهای ناخوشایند را به ضمیر ناخودآگاه می راند ولی ضمیر ناخوآگاه همواره در پی کامجوئی و دست یابی به این آرزوهاست. در عین حال ضمیر خودآگاه یا هشیار از این امر ممانعت می کند و با دخالت ضمیر خودآگاه برتر در امر قانون و مسائل وجدانی، بین این سه نیرو کشمکش در می گیرد و فرد دچار تنش روانی می شود. برای سازش این سه نیرو و آرامش روان، مکانیسم های روانی وجود دارند که این سه نیرو را راضی نگه داشته و یا به نوعی دستیابی به خواسته ها را در قالب های گوناگون به عرصه ظهور می رسانند. آرزوهایی که وجدان آنها را پذیرفته و در بیداری به آنها توجه زیادی داشته ایم ولی محقق نشده اند، در عالم خواب به حقیقت می پیوندند و باعث آرامش درون می شوند.

جلوه ی دیگری از آرزوهای واپس خورده انسان هنر است. هنر و ادبیات برترین روش ارضا کردن تمایلات سرکوفته و همچنین التیام دردهای درونی می باشند. هنرمند یا شاعر کام های وازده را به شکل هنر یا شعر در می آورد و دردهای درونی خویش را به نمایش می گذارد که این عمل موجب تسکین و آرامش زخم هایش می گردد. نقاشی کودکان نمونه ای از اینگونه ابراز هاست.

در صورت عدم امکان تحقق امیال و آرزوها در هیچ قالبی، بازگشت به خاطرات گذشته، بازگو کردن آنها و تجزیه و تحلیل دردها، باعث التیام می شود. روانکاو یا روانشناس بوسیله ارتباط با ضمیر ناخودآگاه بیمار و با کمک مکانیسم های روانی و تفسیر رویاهای سمبلیک و تجارب کودکی او و با علم و شگردهای خاص خود، سه نیروی درونی را متحد کرده، آرامش روانی فرد را باز می گرداند.

تخیلات ذهنی آرام بخش

قوه مخیله انسان همواره و بدون نیاز به محرک کار می کند. تصورات و تخیلات الگو های ذهنی هستند که از حالات روحی، افکار، شخصیت و موقعیت اجتماعی هر فرد تأثیر می پذیرند و بر کنش و رفتار او اثر مستقیم می گذارند. الگوهای ذهنی مشوش و نامتعادل فرد را حساس و شکننده می کنند و باعث می شوند با کمترین استرس از طرف محیط فرد دچار تنش شدید و حتی بیماری شود. در عین حال خلق الگوی ذهنی مناسب می تواند به فرد اعتماد به نفس، روح قوی، قدرت تسلط بر امور و بطور کلی یک شخصیت برتر با دید وسیع عرضه کند. درد و درمان بستگی به نوع دید فرد دارد. برای مثال در دید منفی، تصور درد و بدنی رنجور ملکه ذهن بیمار شده و ناخواسته روی عملکرد بدن تأثیر منفی می گذارد ولی در دید مثبت، شفا و تندرستی ملکه ذهن شده و عملکرد بدن در جهت درمان بیماری قرار می گیرد.

الگوهای ذهنی در حالت خلسه و یا از خود بیخود شدن به اعماق درون وارد می شوند. هرچه این حالت طولانی تر و عمیق تر باشد، الگوها بهتر در عمق وجود انسان حک می شوند. نمونه های طبیعی این حالت عبارتنداز عشق، ایمان، ترس و نیایش. ولی بطور مصنوعی نیز می توان این حالت را بوجود آورد (مثلاً حالات ریلکس عمیق به همراه تصویر سازی ذهنی و تجسم خلاق). برای کسب آرامش روحی، می توان ابتدا به حالت ریلکس جسمی رفت و سپس با کمک قوه تخیل، امیدها و آرزوها و خاطرات شیرین را در ذهن تصویر سازی کرد. تصور اماکن مقدس و زیارتگاه ها به روح آرامش عمیقی می دهد. همچنین تصور دسترسی به غیر ممکن ها روح را ارضا کرده، باعث تکامل روح و تقویت آن می شود. تکنیک تصویر سازی یکی از قوی ترین اثرات آرامش را دارد چون در هر موقعیتی قابل اجراست.

بیوفیدبک آرامش

بیوفیدبک تکنیکی است برای تسلط بر جسم و فکر و احساسات. روش این تکنیک بازگشت آگاهانه به حالت های قبلی خود، مثلاً به احساسات قبلی و درک عمیق آن حالت و تحت کنترل درآوردن حالات مشابه آتی با یاد آوری آن حالت قبلی می باشد.

در مغز انسان برای هر حس، مرکزی وجود دارد که با بروز آن حس، برانگیخته می شود. از آنجایی که برای حس های متضاد نیز این مسئله صادق است، تعادل و هماهنگی احساسی در گرو تعادل این مراکز متضاد مغز می باشد. حال اگر بتوانیم عملکرد این مراکز را تحت اراده خود درآوریم، می توانیم در مواقع بروز احساسات شدید، با فعال کردن مرکز احساسی ضد آن احساس، به تعادل برسیم. همچنین می توانیم با تضعیف احساس ناخوشایند و تقویت احساس خوشایند نشاط و آرامش دائمی را تجربه کنیم. در کلاس های یوگا این امر با تجسم متضادها نیز تجربه می گردد. برای رسیدن به این کنترل و بیدار کردن احساسات مختلف، باید آن را در حافظه بایگانی کرد. در ابتدا باید به احساسات فیزیکی آگاه شد و سپس با تسلط و تمرین، احساسات قبلی را بیدار کرد. با تمرین پیوسته و پشت سرهم احساسات متضاد، ایجاد تعادل بین آنها راحت تر می شود. تمرینات مناسب و مداوم، این احساسات را در حافظه حکاکی می کنند و فرد توانایی برانگیختن هر حس را در دست می گیرد. با گسترش آگاهی بر احساسات واقعی و حتی کاذب می توان به کنترل شدیدتری رسید و اعمال خارق العاده ای را با کنترل ذهنی انجام داد و این است اسرار کار یوگی ها.

آرامش متعالی

انرژی روحی هر موجود زنده به صورت هاله هایی از انرژی اطراف بدن آن موجود را فرا گرفته اند که به وسیله دستگاه های مخصوص قابل مشاهده هستند. کیفیت این انرژی یعنی رنگ، شکل و قدرت آن گویای میزان سلامتی، بیماری، روند بهبودی و حتی بیماری های آینده می باشد. ارتباط این انرژی با سلامت جسمی انسان، اهمیت آرامش و سلامت روحی را آشکار می سازد. ارتباط با خداوند سبحان که منبع آرامش متعالی و عرفانی و مبدأ آرامش و سلامت روح و روان انسان است، با تقویت قدرت روحی موجب می گردد که انسان به فردی با نفوذ و آرام تبدیل شده و آرامش ظاهری و نفوذ کلام و قدرت رفتاری او، اعتماد به نفس و آرامش درون وی را تثبیت نماید و البته به دیگران نیز انتقال دهد. خواه ارادی و با تمرکز خود فرد، خواه غیر ارادی و بوسیله همسو شدن انرژی فرد با دیگران، آرامش چنین فردی در محیط پراکنده می شود. کسی که در مسیر صعودی تکامل انسانیت و قرب پروردگار قرار می گیرد و صفات پسندیده و اخلاقی در او قوت می گیرد، میزان انرژی و شکل هاله اش به حالت بهتری تغییر پیدا می کند و رنگ هاله اش به رنگ های سبز، آبی، بنفش و سفید در می آید. (همانطور که شاید دیده باشید، رنگ سفید هاله به چهره نیز نورانیت خاصی می دهد.) عشق پاک نیز نیرویی است که موجب تسکین روح و پیوند با خدا شده و آرامش اعجاز انگیزی ایجاد می کند.

روش کاربردی برای قرارگرفتن در مسیر معنویت و آرامش متعالی، آگاهی دائمی از احوال روحی و مراقبت و جلوگیری از ورود ناپاکی و پلیدی به ذهن و فکر و روح و در نظر گرفتن مصلحت خداوند، انسانیت و اخلاق در هر حال است. راز و نیاز با پروردگار، مراقبه و قرار گرفتن در محیطی ساکت و خلوت کردن با خود اعمالی هستند که برای پیوند با روح ملکوتی بسیار مؤثر می باشند.

آرامش کاربردی

بکارگیری فنون آرامش درمانی در مواقع تنش زا و نابهنجار نیاز به چیزی بیشتر از صرفاً دانستن تکنیک ها و روش های رسیدن به آرامش دارد. آرامش کاربردی برای هماهنگ شدن با جامعه و رسیدن به آرامش دائمی فنون دیگری را ارئه می دهد که در اشخاص مختلف بسته به حساسیت های فردی و موقعیت های اجتماعی متفاوت است. در اینجا به بیان یک روش کلی بسنده می کنیم.

برای شروع، باید از خود ارزیابی دقیقی داشته باشیم و حالت های روحی و رفتار فعلی و گذشته خود را در موقعیت های مختلف مشاهده کرده و یا از دوستان جویا شویم. سپس موقیت ها را از تجارب ساده تا پیچیده دسته بندی و یادداشت کرده و علل حالات روحی خود را حدس می زنیم. در قدم بعدی سعی می کنیم با ارائه منطق و تجزیه و تحلیل نقاط ضعف پنهان، به این علل بپردازیم و راه حل مناسبی برای معمای درونی پیدا کنیم. این امر موجب می شود نقاط ضعف پنهان از ناخودآگاه بیرون آمده و روان تخلیه و آرام شود. جهت جلوگیری از سرکوب شدن عواطف، باید ابتدا نقاط ضعف خود را بپذیریم و سپس در راه اصلاح آنها قدم برداریم. توجه به این موضوع که هیچ انسانی کامل نیست، به بالا رفتن اعتماد به نفس و پذیرفتن راحت تر این نقاط ضعف کمکی کاربردی و اساسی است.

مرحله ی بعدی تصویر سازی است. باید در تخیل با بکار گیری تجسم خلاق، رفتار خود را با دیگران به دقت و با جزئیات تنظیم کنیم و با آمادگی روانی کامل برای انجام آنچه می خواهیم، آماده شویم. سپس در عمل نیز به بازسازی و اجرای تخیلات خود می پردازیم؛ یعنی به نوعی در ابتدا سناریویی را نوشته و سپس این سناریو را به نمایش می گذاریم. البته در صورت مواجه شدن با شکست، می بایست به مرور چندین باره سناریو و سنجش میزان موفقیت و علل عدم موفقیت مطلوب خود فکر کنیم و از هر شکست به عنوان تجربه ای گرانقدر یاد کنیم. مسلماً امید به موفقیت مطلوب انگیزه تلاش بیشتر را در ما ایجاد می نماید این تلاش هدفمند ما را به سر منزل مقصود می رساند. در این روند برای انجام هر عملی با شجاعت کامل و در عین حال به صورتی پسندیده و منطقی پیش می رویم و در صورت مواجه شدن با عکس العمل منفی دیگران، بسیار منطقی و خونسرد از عملکرد خود دفاع می کنیم، چرا که از نیت نیک و پسندیده خود آگاهیم. در نهایت نیز نتیجه کار را به خداوند رحمان واگذار می کنیم که تنها او از مصلحت حقیقی  تمامی انسان ها آگاه است.

 تهیه و تنظیم: پگاه جلیلی

برگرفته از کتاب ریلکس تراپی نوشته رسول فتحی (با دخل و تصرف)

آرزوی ما ، آرامش و شادمانی شماست  

باشگاه یوگا پرنده آزاد

مرکز تخصصی یوگا پرنده آزاد کرج!