اندیشه ناب  باشگاه علمی تخصصی یوگا پرنده آزاد

♥ آکادمی علمی تخصصی یوگا پرنده آزاد کرج ♥ فراز هایی از دعای عاشقانه کمیل ♥ نور حقیقی ♥ نام های مبارک خداوند ♥ طلب مغفرت ♥ ذکر ♥ منتهای آرزوی عارفان ♥ فریاد رس داد خواهان ♥

  فرازهایی از دعای عاشقانه کمیل 

خدایا از تو درخواست می کنم

به آن رحمت وسیع و بی انتهایت که همه موجودات را فرا گرفته است

 و به نام های مبارکت که در همه ارکان عالم هستی تجلی کرده است

ای نور حقیقی و ای منزه از توصیف

ببخش آن گناهانی را که ، مانع قبول دعاهایم می شود

خدایی جز تو نیست ای ذات پاک و منزه

ستایش مخصوص توست و من به عصیان بر خود ستم کردم

ای خدا  و  ای پروردگار من ، جز تو من که را دارم

تا از او درخواست کنم که غم و رنجم را برطرف سازد  

و به کارم از لطف نظر کند

با الها به درگاهت باز آمده ام تا مرا در رحمت بی منتهایت داخل کنی

ای خدا و ای سید و مولای من

آیا باور کنم که

مرا در آتش می سوزانی با وجود آنکه به توحید و یکتائي ات گرويدم

و با آنکه دلم به نور معرفتت روشن گرديد

و زبانم به ذکرت گویا شد

که باور نمی کنم

تو ای خدا از آن کریم تر و بزرگوارتری کسی را که مقام قرب عطا کردی ، باز دور گردانی

ای کاش می دانستم

ای آقا و خدا و ای مولای من

آیا آتش دوزخ را مسلط می کنی

بر رخسارهایی که برای عظمت تو سجده کنان به خاک افتاده اند؟

ای آقای من

ای یاور اهل ایمان ، ای منتهای آرزوی عارفان و ای فریاد رس فرياد خواهان

ای دوست دل های راستگویان و ای یکتا خدای عالمیان

ای که بر اوست همه تکیه من

ای آنکه شکایت احوالم را به سویش برم . . .

 استان البرز باشگاه تخصصی یوگا پرنده آزاد کرج فرازهایی از دعای عاشقانه ی کمیل خدایا از تو درخواست می کنم  به آن رحمت وسیع و بی انتهایت که همه موجودات را فرا گرفته است  و به نام های مبارکت که در همه ارکان عالم هستی تجلی کرده است  ای نور حقیقی و ای منزه از توصیف ببخش آن گناهانی را که ، مانع قبول دعاهایم می شود خدایی جز تو نیست ای ذات پاک و منزه ستایش مخصوص توست و من به عصیان بر خود ستم کردم ای خدا  و  ای پروردگار من ، جز تو من که را دارم تا از او درخواست کنم که غم و رنجم را برطرف سازد   و به کارم از لطف نظر کند  با الها به درگاهت باز آمده ام تا مرا در رحمت بی منتهایت داخل کنی ای خدا و ای سید و مولای من  آیا باور کنم که مرا در آتش می سوزانی با وجود آنکه به توحید و یکتائي ات گرويدم  و با آنکه دلم به نور معرفتت روشن گرديد و زبانم به ذکرت گویا شد که باور نمی کنم تو ای خدا از آن کریم تر و بزرگوارتری کسی را که مقام قرب عطا کردی ، باز دور گردانی  ای کاش می دانستم ای آقا و خدا و ای مولای من آیا اتش دوزخ را مسلط می کنی بر رخسارهایی که برای عظمت تو سجده کنان به خاک افتاده اند؟ ای آقای من ای یاور اهل ایمان ، ای منتهای آرزوی عارفان و ای فریاد رس فرياد خواهان ای دوست دل های راستگویان و ای یکتا خدای عالمیان ای که بر اوست همه ي تکیه ی من ای آنکه شکایت احوالم را به سویش برم . . .  تو مگو ما را بر آن شه بار نیست				با کریمــان کارهـا دشـوار نیست باشگاه تخصصی یوگا پرنده آزاد

تو مگو ما را بر آن شه بار نیست                              با کریمــان کارهـا دشـوار نیست

باشگاه تخصصی یوگا پرنده آزاد