مطالب مرتبط  باشگاه علمی ـ تخصصی یوگا پرنده آزاد

استان البرز باشگاه تخصصی یوگا پرنده آزاد کرج سیمین صدیق ابراهیم نیا ، مطالب مرتبط : داستان ماهی

ماهی مون هی می خواست یه چیزی بهم بگه .

تا دهنش رو وا می کرد ، آب می رفت تو دهنش نمی تونست بگه .  

دست کردم تو تنگ ، درش آوردم .  

شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن!  

دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو .  

اینقده از خوشحالی بالا پایین پرید . . .

که خسته شد ، خوابیـــد!  

دیدم بهترین موقع ست که تا خوابه ، دوباره بندازمش تو آب . 

 ولی الان چند ساعته بیدار نشده . . .  

یعنی فکر کنم بیدار شده ، دیده انداختمش اون تو ،  

قهر کرده ، خودشو زده به خواب . . .

و 

این داستان بعضی از عزیزان اطراف ماست

دوستشون داریم و دوستمون دارند

اما

فقط از دیدگاه خودمون و خودشون . . .

اندیشه هاتان سبز

باشگاه تخصصی یوگا پرنده آزاد