داستان های آموزنده  

باشگاه علمی تخصصی یوگا پرنده آزاد

 باشگاه یوگا پرنده آزاد کرج!عرفان نظر آهاری!آهیمسا!پرهیز از خشونت!پیام پرنده!آکادمی یوگا پرنده آزاد کرج!کانون یوگا پرنده آزاد کرج! کلاس یوگا!یاما و نیاما!

پرنده پیام بود

پسرک بی آن که بداند چرا ، سنگ در تیرکمان کوچکش گذاشت و بی آن که بداند چرا ، گنجشک کوچکی را نشانه رفت . پرنده افتاد ، بال هایش شکست و تنش خونی شد . پرنده می دانست که خواهد مرد اما پیش از مردنش مروت کرد و رازی را به پسرک گفت تا دیگر هرگز هیچ چیزی را نیازارد . پسرک پرنده را در دستهایش گرفته بود تا شکار تازه خود را تماشا کند  ، اما پرنده شکار نبود . پرنده پیام بود . پس چشم در چشم پسرک دوخت و گفت : کاش می دانستی که زنجیر بلندی است زندگی که یک حلقه اش درخت است و یک حلقه اش پرنده ، یک حلقه اش انسان و یک حلقه سنگ ریزه ، حلقه ای ماه و حلقه ای خورشید  و هر حلقه در دل حلقه ای دیگر است و هر حلقه پاره ای از زنجیر و کیست که در این حلقه نباشد و چیست که در این زنجیر نگنجد ؟ و وای اگر شاخه ای را بشکنی ، خورشید هم خواهد گریست . وای اگر سنگ ریزه ای را ندیده بگیری ، ماه تب خواهد کرد . وای اگر پرنده ای را بیازاری ، انسانی خواهد مرد زیرا هر حلقه را که بشکنی ، زنجیر را گسسته ای و تو امروز زنجیر خداوند را پاره کردی  . پرنده این را گفت و جان داد .

و پسرک آن قدر گریست تا عارف شد . . .

عرفان نظرآهاری

باشگاه یوگا پرنده آزاد کرج!عرفان نظر آهاری!آهیمسا!پرهیز از خشونت!پیام پرنده!آکادمی یوگا پرنده آزاد کرج!کانون یوگا پرنده آزاد کرج! کلاس یوگا!یاما و نیاما!

باشگاه یوگا پرنده آزاد