♥ مطالب مرتبط ♥
♥ باشگاه علمی تخصصی یوگا پرنده آزاد ♥
به گنجشک گفتند ، بنویس:
عقابی پرید.
عقابی فقط دانه از دست خورشید چید.
عقابی دلش آسمان ، بالش از باد ،
به خاک و زمین تن نداد.
و گنجشک هر روز
همین جملهها را نوشت
و هی صفحه ، صفحه
و هی سطر ، سطر
چه خوش خط و خوانا نوشت
و هر روز دفتر مشق او را
معلم ورق زد
و هر روز هم گفت: آفرین
چه شاگرد خوبی ، همین
ولی بچه گنجشک یک روز
با خودش فکر کرد:
برای من این آفرینها که بس نیست!
سؤال من این است
چرا آسمان خالی افتاده آنجا
برای عقابی شدن
چرا هیچ کس نیست؟
چقدر از «عقابی پرید»
فقط رو نویسی کنیم
چقدر آسمان ، خط خطی
بال کاهی
چرا پر کشیدن فقط روی کاغذ
چرا نقطه هر روز با از سر خط
چرا...؟
برای پریدن از این صفحهها
نیست راهی؟
و گنجشک کوچک پرید
به آن دورها
به آنجا که انگشت هر شاخهای رو به اوست
به آن نورها
و هی دور و هی دور و هی دورتر
و از هر عقابی که گفتند مغرورتر
و گنجشک شد نقطهای
نه در آخر جمله در دفتر این و آن
که بر صورت آسمان
میان دو ابروی رنگین کمان . . .
♥ عرفان نظرآهاری ♥

♥ باشگاه یوگا پرنده آزاد ♥

آرامش

: 32559337 026
: 3637157 0912
:
:
:
: