آوای دل باشگاه علمی تخصصی یوگا پرنده آزاد

آوای دل! یوگا پرنده آزاد! رشد!تعالی!تکامل!انالله وانا الیه راجعون!عرفان نظر آهاری!باشگاه یوگا!آکادمی یوگا پرنده آزاد! 

من تشنه ام ، خورشید می خواهم

نامه ات‌ که‌ به‌ دستم‌ رسید ، من‌ خواب‌ بودم ؛ نامه ات‌ بیدارم‌ کرد . نامه ات‌ ستاره ای‌ بود که‌ نیمه شب‌ در خوابم‌ چکید و ناگهان‌ دیدم‌ که‌ بالشم‌ خیس‌ هزار قطره‌ نور است . دانستم‌ که‌ تو اینجا بوده ای‌ و نامه‌ را خودت‌ آورده ای . رد‌ پای‌ تو روشن‌ است . هر جا که‌ نور هست ، تو هستی! خودت‌ گفته ای‌ که‌ نام‌ تو نور است   . نامه ات‌ پر از نام‌ بود . پر از نشان‌ و نشانی . نامت‌ رزاق‌ بود و نشانت‌ روزی‌ و روز . گفتی‌ که‌ مهمانی‌ است‌ و گفتی‌ هر که‌ هنوز دلی‌ در سینه‌ دارد دعوت‌ است.  گفتی‌ که‌ سفره‌ آسمان‌ پهن‌ است‌ و منتظری‌ تا کسی‌ بیاید و از ظرف‌ داغ‌ خورشید لقمه ای‌ برگیرد و گفتی‌ هر کس‌ بیاید و جرعه ای‌ نور بنوشد ، عاشق‌ میشود . گفتی‌ همین‌ است آن‌ اکسیر ، آن‌ معجون‌ آتشین‌ که‌ خاک‌ را به‌ بهشت‌ می برد و گفتی‌ که‌ از دل‌ کوچک‌ من‌ تا آخرین‌ کوچه‌ کهکشان‌ راهی‌ نیست ، اما دم‌ غنیمت‌ است‌ و فرصت‌ کوتاه‌ و گفتی‌ اگر دیر برسیم‌ شاید سفره ات‌ را برچیده‌ باشی ، آن‌ وقت‌ شاید تا ابد گرسنه‌ بمانیم... آی‌ فرشته ، آی‌ فرشته‌ که‌ روزی‌ دوستم‌ بودی، بلند شو دستم‌ را بگیر و راه‌ را نشانم‌ بده ، که‌ سفره‌ پهن‌ است‌ و مهمانی‌ است . مبادا که‌ دیر شود!

بیا برویم ، من‌ تشنه ام ، خورشید می خواهم...

قلبتان نورانی  

باشگاه یوگا پرنده آزاد